هوش معنوی (قسمت دوم)

هوش معنوی (قسمت دوم)

در قسمت اول این مقاله گفتیم که هوش معنوى یعنى جنبه هاى مختلفى از اگاهى که زندگى ذهنى وروحى فرد را با زندگى وکار بیرونى متصل و یکپارچه مى کندونوعى اگاهى درباره تمامیت جهان به شکل کلى به فرد مى دهد. قبلا اشاره شد هوش به عنوان یک توانایى شناختى در سال ١٩٠۵میلادى توسط الفرد بینه و تئودور سیمون مطرح شد . با وجودى که در خصوص این پدیده بررسى هاى متعددى انجام گرفته ، لازم است قبل از اینکه عمیق تر به این بخش از هوش بپردازیم ، بدلیل بعضا در هم تنیدگى مفهوم بخشهاى مختلف هوش ، نگاهى کوتاه واجمالى به فاکتورهاى دیگر هوش داشته باشیم:
هوش کلامى :توانایى تفکر کلامى واستفاده از زبان.
هوش منطقى:توانایى انجام عملیات ریاضى.
هوش فضایى:توانایى تفکر سه بعدى.
هوش بدنى:جنبشى ، توانایى دستکارى اشیاء وقدرت جسمى.
هوش موسیقیایى: حساس بودن نسبت به زیر وبم اهنگ ، ریتم وتن صدا.
هوش بین فردى:توانایى درک دیگران.
هوش درون فردى: توانایى درک خود.
هوش طبیعى: فهم نظامهاى طبیعى.
هوش وجودى: ظرفیت مطرح کردن سوالات وجودى(از کجا امده ام…)

فاکتورهاى فوق با هوش جسمانى یعنىPQ یعنى توانایى کنترل ماهرانه تعادل بدن اغاز مى شوند وبر اساس سیستم هاى عصبى مغز مشخص مى گردند که در مجموع به سه دسته بندى کلى تقسیم مى شود :

١-هوش عقلانى یا IQ:این هوش مربوط به مهارتهاى منطقى وزبانشناسى وریاضى ما است .
٢-هوش عاطفى یا هیجانى EQ:به افراد کمک مى کند عواطف خود ودیگران را مدیریت کنند.این هوش در موفقیت وحرفه اى فرد بسیار موثر است.
٣-هوش معنوى SQ: این هوش برخلاف هوش عقلانى که کامپیوتر ها هم از ان بهرمندند ونیز هوش عاطفى که در برخى از پستانداران رده بالا هم ممکن است دیده شود . یک بعد جدید از هوش است که عمر ان در ادیان اسمانى از ابتداى خلقت انسان و در غرب حدودا به ۶٠سال پیش مى رسد و صرفا مختص انسان است .هوش معنوى زمینه تمام ان چیزهایى است که ما به ان اعتقاد وباور داریم از جمله سوال هاى جدى افرینش …
این بخش از هوش تنها بخشى است که باعث بهتر عملکرد هوش عقلانى وهوش عاطفى است.
باید گفت هوش عقلانى دروازه ورود فرد براى کسب موفقیت در رشته تحصیلى مورد علاقه اش مى باشد . اما انچه اورا در زمره بهترین ها در شغل وحرفه قرار میدهد هوش عاطفى است. بهره مندى از حداقل هوش عاطفى اغاز راه سفر به سوى معنویت ، خود اگاهى وهوش معنوى است که مجدد خود باعث تقویت هوش عاطفى مى شود . که صدر المتالهین از ان به “اسفار اربعه “یاد کرده از طرفى هوش عاطفى مى تواند در رشد وارتقاء هوش معنوى موثر باشد . این دو بخش از هوش یعنى “عاطفى ومعنوى” تاثیرى مستقیم ومثبت بر یکدیگر دارند . رشد وتوسعه هر یک باعث پرورش وتوسعه دیگرى مى شود .(ویگلورث)معتقد است :”هوش معنوى توانایى رفتار کردن با دلسوزى ودانایى در حین ارامش درونى وبیرونى صرفنظر از پیشامدها ورویداد ها است “.
افراد داراى هوش معنوى در حین قضاوت ، توانایى منصفانه ودلسوزانه رفتار کردن را دارند . هوش معنوى ما را قادر مى سازد همه چیز را انطور که هستند ببینیم این هوش همان هوشى است که رهبران محبوب ومشهور جهان را هدایت کرده است ، رهبران معنوى با داشتن وتقویت این هوش مى توانند بزرگترین فشار ها را تحمل کنند که در ادامه به ویژگى ها و اثرات وجود این هوش وراهکارهاى تقویت ان از منظردین مبین اسلام ودستورات تربیتى که براى کشف، بیدار کردن و تقویت هوش معنوى امده و همچنین نظریه روانشناسى غرب خواهیم پرداخت.
ادامه دارد…

نوشته های مرتبط
یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلد های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *