اختلال احتکار (Hoarding Disorder)

اختلال احتکار (Hoarding Disorder)

افراد مبتلا به اختلال احتکار (Hoarding Disorder)، به طور افراطی اشیاء و اموال را گردآوری می‌کنند. آن‌ها نمی‌توانند یا نمی‌خواهندانبوهی از چیزهای بی‌ارزش و بی فایده را دور بیندازند. این اختلال یکی از شاخه‌های اختلال وسواسی اجباری است. اختلال احتکارمی‌تواند زمینه‌ساز بیماری‌های جسمی، پایین آمدن کیفیت عملکرد در بخش‌های گوناگون زندگی، فشار مالی و اقتصادی شود. اختلالاحتکار بر روی روابط میان فردی به ویژه با اعضای خانواده تاثیر منفی می‌گذارد و فرد را از خانواده و دوستان دور می‌کند. احتکارچیزها در خانه باعث می‌شود برای کارهایی مانند آشپزی، نظافت، راه رفتن در خانه و حتی خوابیدن، فضای کافی باقی نماند.

انگیزه‌ی فردی که دچار اختلال احتکار است می‌تواند چیزهای گوناگونی باشد. برخی از افراد گمان می‌کنند که چیزهایی که گردآوریکرده‌اند بسیار ارزشمند است در حالی که چنین نیست. برخی دیگر انجام چنین رفتاری را از دیگر اعضای خانواده‌شان می‌آموزند. پساختلال احتکار می‌تواند زمینه‌ی روانی و ژنتیکی داشته باشد. برخی دیگر از افراد به چیزهایی که گردآوری کرده‌اند دلبستگی دارند و بهگفته‌ی خودشان هر کدام از آن‌ها یاد و خاطره‌ای آرامش‌بخش را برایشان یادآوری می‌کند. کسانی نیز هستند که گمان می‌کنند چیزهاییکه گردآوری کرده‌اند در روز مبادا به کارشان خواهد آمد و از آن‌ها بهره‌ می‌برند.

انگیزه‌ی احتکار هر چیزی می‌تواند باشد ولی نتیجه‌ی آن یکسان است. خانه‌ی چنین کسانی بسیار شلوغ است و چیزهایی که گردآوریکرده‌اند را روی هم تلنبار می‌کنند. یکی از پیامدهای خانوادگی و اجتماعی اختلال احتکار این است که اعضای خانواده به دلیلشرمندگی از شرایط خانه‌شان، در خانه مهمانی نمی‌گیرند.

اختلال احتکار در DSM-IV وجود نداشت و در آنجا به روان شناسان بالینی توصیه می شد، اگر احتکار کردن در افراد به سطوحافراطی برسد، می توانند آنها را مبتلا به اختلال وسواسیاجباری اعلام کنند، و اگر آنها معیارهای اختلال شخصیت وسواسیاجباریرا نیز داشته باشند، می توانند هم مبتلا به اختلال وسواسیاجباری (OCD)، و هم مبتلا به اختلال شخصیت وسواسیاجباری(OCPD) اعلام شوند. اما روان شناسان اخیراً به این نتیجه رسیده اند که احتکار کردن اشیا در بسیاری موارد از سایر اختلالاتنورولوژیک و پسیکولوژیک (از جمله، OCD وOCPD ) مستقل است. به این ترتیب، در DSM-5 یک طبقۀ تشخیصی مجزا به آناختصاص داده شده است.

معیارهای DSM 5 برای اختلال احتکار

A: فرد همیشه به سختی می‌تواند چیزهایی که دارد را دور بریزد یا از آن‌ها جدا شود. فرقی نمی‌کند که آن‌ها با ارزش باشند یا نباشند.

B: دلیل این مشکل این است که فرد احساس می‌کند باید چیزهایی که دارد را برای روز مبادا نگه دارد. از سوی دیگر می‌خواهد از رنج ودیسترس ناشی از دور ریختن آن‌ها خودداری کند.

C: ناتوانی از دور ریختن چیزها، کم‌کم به تعداد آن‌ها می‌افزاید و باعث شلوغ شدن و انباشته شدن آن‌ها در اتاق‌ها و دیگر بخش‌هایخانه شود. به ویژه در جاهایی که رفت و آمد و دیگر کارهای روزمره در آن انجام می‌شود. به همین دلیل است که اتاق نشیمن تبدیل به یکانباری بی‌نظم و ترتیب می‌شود. اگر مکان‌های مهم خانه خلوتند برای این است که فرد دیگری آن بخش‌ها را تمیز و مرتب می‌کند.

D: احتکار باعث می‌شود در عملکرد اجتماعی، شغلی، خانوادگی و دیگر بخش‌های مهم زندگی فرد، رنج و نابسامانی پدید آید.

E: احتکار کردن و انبار کردن به دلیل مشکلات جسمانی و عارضه‌ی پزشکی نباشد. برای نمونه با آسیب مغزی، بیماری قلبی و عروقی وسندروم پریدرویلی قابل توجیه نباشد.

سبب شناسی اختلال احتکار

F: دلیل احتکار کردن با اختلال دیگری قابل توجیه نباشد. (برای نمونه: احتکار به خاطر وسواس‌های مرتبط با اختلال وسواسیاجباری،کاهش انرژی در اختلال افسردگی عمده، دیلوژن‌ها در اسکیزوفرنی یا دیگر اختلالات سایکوتیک، نقص‌های شناختی در اختلالنوروکوگنیتیو شدید، محدودیت علاقه در اختلال طیف اوتیسم). این اختلال می‌تواند با برخی از اختلال‌‌های روانی دیگر همایندی یاComorbidity داشته باشد.

اسپسیفایر :

همراه با مال اندوزی افراطی : با جمع آوری فراوان و شدید اشیایی که مورد نیاز نیستند یا برای آنها جای کافی وجود ندارد همراه است.

به همراه بینش خوب: فرد می‌داند که باورها و رفتارهایش در زمینه‌ی احتکار و انبار کردن مشکل‌زا است.

به همراه بینش ضعیف: فرد تا اندازه‌ای باور دارد که رفتارهایش در زمینه‌ی احتکار و انبار کردن مشکل‌زا نیستند هر چند شواهد و دلایلخلاف این باور را اثبات کند.

بدون بینش و به همراه باورهای دیلوژنال: فرد بر این باور است که باورها و رفتارهای او مشکل‌زا نیستند.

شیوع و بروز اختلال احتکار

به گزارش DSM 5 شیوع اختلال احتمار در آمریکا و اروپا حدود ۲ تا ۶ درصد برآورد شده است. برخی از پژوهش‌ها نشان داده‌اند کهاین اختلال در مردان بیش از زنان رخ می‌دهد. این در حالی است نمونه‌های بالینی نشان می‌دهند بروز این اختلال در زنان بیش از مرداناست. سمپتوم‌های احتکار در گروه سنی ۵۵ تا ۹۴ ساله، سه برابر کسانی است که در گروه سنی ۳۴ تا ۴۴ سال هستند.

نزدیک به نیمی از کسانی که به اختلال احتکار و انبار کردن دچار می‌شوند در خانواده‌ای زندگی کرده و رشد یافته‌اند که یکی از اعضایآن دچار این اختلال بوده است. ناتوانی در تصمیم‌گیری یکی از ویژگی‌های کسانی است که دچار این اختلال هستند. بیش‌تر این افرادمی‌گویند که احتکار را پس از یک رویداد تروماتیک یا استرس‌زا (مانند مرگ یکی از عزیزان یا جنگ) آغاز کرده‌اند. نزدیک به ۷۵ درصدافراد دچار اختلال احتکار یک اختلال خلقی یا اضطرابی همایند نیز دارند.

احتکار کتاب

انواع فرعی اختلال احتکار

۱احتکار کتاب(bibliomania) : عبارت است از جمع آوری کتاب تا حدی که روابط اجتماعی یا سلامت فرد به خطر بیفتد. این افرادکتاب هایی را نگه می دارند که اصلا به دردشان نمی خورد. این افراد از یک کتاب چندین نسخه می خرند یا تعداد کتاب هایی که میخرند بیشتر از آن است که بتوانند بخوانند.

۲احتکار حیوانات : این افراد تعداد زیادی حیوان در خانه ی خود نگه می دارند بدون آنکه بتوانند خانه خود را تمیز نگه دارند یا از اینحیوانات به خوبی رسیدگی کنند. این افراد به حیوانات خود به شدت علاقه دارند.

۳احتکار اطلاعات : این افراد هر چه را به دستشان می رسد، می خواهند نگه دارند، از دوستان و آشنایان خود دایم فایل های مختلفمی گیرند و آنها را در هارد دیسک خود ذخیره می کنند. آنها اطلاعاتی را ذخیره می کنند که هرگز به آنها رجوع نخواهند کرد. آنهااطلاعات را حذف نمی کنند و اگر اطلاعات به طور اتفاقی حذف شود به شدت ناراحت و مضطرب می شوند.

درمان اختلال احتکار یا انبار کردن

درمان دارویی

یافته‌های پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تنها یک سوم از بیمارانی که دچار احتکار هستند به دارو درمانی واکنش مثبت نشان می‌دهند. برایدارو درمانی اختلال احتکار از داروهای ضدافسردگی بهره گرفته می‌شود. داروهایی مانند کلومیپرامین، پاروکستین(پاکسیل)،فلووکسامین، سرترالین (زولفت) و سیتالپرام (سلکسا) از خانواده‌ی SSRI ها. این داروها می‌تواند اختلالات وسواسی و اجباری را کنترلکند ولی نمی‌تواند به طور کامل این اختلالات را درمان کند.

روان درمانی

برخی از روان‌شناسان بر این باورند که بهترین روش برای روان‌درمانی اختلال احتکار، درمان شناختی رفتاری یا همان CBT است. بسیاری از کسانی که به اختلال احتکار دچار بودند با این شیوه بهبود یافته و درمان شدند.

روان درمانی ERP که نوعی روان درمانی شناختیرفتاری است، روی قرار دادن فرد در معرض محرک ها و ممانعت از پاسخ، تمرکز میکند. به نظر می رسد این نوع درمان بهترین درمان برای اختلال احتکار است. روش دیگر برای درمان این است که به این افراد می آموزندکه چگونه به درستی درباره مایملک خود فکر کرده و درباره آن تصمیم بگیرند. گروه‌ درمانی نیز یکی از روش‌هایی است که در بهبود اختلالاحتکار موثر است اما باعث درمان کامل نمی‌شود

نوشته های مرتبط
یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلد های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *